نامهٔ سرگشاده به دوستان بالاترینی

چیزی در اینجا کم است. همه میدانیم و شاید دلیل ماندن و بودن و حضور ما در این شبکهٔ اجتماعی (بالاترین)، حس همین خلع باشد.
به گمانم بر خلاف آنچه مدام سعی‌ می‌کنیم هر چه بلندتر بگویم، ما در مصاف با نظام جمهوری اسلامی، از تمام داشته‌هایمان استفاده نکردایم، ما کمرنگ شده‌ایم. و یا شاید جمهوریِ اسلامی خوب بازی را میچرخاند که ما در این بازی گیر افتادیم. و متاسفانه مدام دور خودمان میچرخیم.

میگویم گیر افتادیم چون قدرت کنش گریِ ما از ما گرفته شده است. ما همه مدام میگویم که از وضعیت کنونی خسته ایم و نیازمند فرصت برای تغییر. ولی‌ به شکل پریشان کننده‌ای فرصت‌های مان را صرفاً در بوق و کرنا می‌کنیم و بعد به سادگی‌ فراموش.

نشان به آن نشان که بودند بسیاری فرصت‌ها که ما به سادگی‌ فراموششان کردیم و گذشتیم. مثلا همین فرصت استفاده از ایده دوشنبه‌های اعتراض. در روزی که این ایده مطرح شد، تمام بالاترین در تمام صفحات پر بود از این ایده و بعد همه چیز به سادگی‌ فراموش شد، و در روز بعد لینک‌های که مربوط بودند به اجرای این ایده به سختی داغ شدند.

دوستان هدفم از نوشتن این نامهٔ سرگشاده این بود که بگویم این ایده قدرت مانور خوب و خلاقانه‌ای را به ما میدهد. چون:

- به عقیده من ایده دوشنبه‌های اعتراض، مجال خوبی‌ برای کمرنگ کردن ملال این یک ساله اخیر است. و برای باز گرداندن حس تواناییِ ما برای تغییر این نظام.

-  با استفاده از قدرت شبکهٔ فیسبوک و دیگر شبکه‌های مجازی، میتوانیم برنامه‌های متفاوتی را برای هر هفته تشکیل دهیم.

- چون برنامه به صورت ماهانه انجام میشود، می‌توان انتظار داشت که در بلند مدت هم ادامه پیدا خواهد کرد.
- با فیکس کردن دوشنبه‌های اول هر ماه، برنامهٔ زمانی‌ ِ مشخصی‌ را تا حد عقل یک سال خواهیم داشت.

- برای تشویقِ مردم‌ای که از درنده خویی نظام خسته اند، در چند ماه اول صرفاً به صورت تجمع‌های کوچک و غیر متمرکز عمل می‌کنیم.

- این حکومت تمایل عجیبی‌ برای تصاحب نشانه‌های جنبش دارد. به این شکل که هر که رنگِ «سبز» به همراه داشت را یا میگرفت یا میترساند.-  در نتیجه میتونیم برای اینکه بتوانیم یکدیگر را تشخیص دهیم، هر ماه برای یک روز هم که شده با خلق نشانه‌ای که برای آن ماه تعین می‌کنیم، خودمان را بشناسیم و حکومت را به مرز جنون برسانیم.

گروهی از اعضای صفحهٔ فیسبوک دوشنبه‌های اعتراض، روز دوشنبه ۷ آذر را به عنوانه اولین روز برای حضور انتخاب کردند. فرصت زیادی برایمان نمانده. دوستان بالاترینی، بیاید و کمک کنید تا این فرصت نیز از دست نرود.

نام گذاریِ روز دوشنبه ۷ آذر به نام «ندا آقا سلطان» توسط صفحهٔ فیسبوک دوشنبه‌های اعتراض.

فقط با اراده‌های ماست که ایده دوشنبه‌های اعتراض میتواند به واقعیت تبدیل گردد وگرنه این فرصت نیز برباد خواهد رفت.
با فراخوانی برای راه انداختن شبکه‌های مجازی ما میتونیم این رخوت و خستگی کنونی‌ را در جنبشمان کم رنگ کنیم.

ما فعالان جنبش سبز میبایست:

۱- با استفاده از خلاقیت جمعی‌، تجمع‌ها رو به گونه‌ای طراحی کنیم که کمترین هزینه رو برای شرکت کنندگان داشته باشد. تا بتوانیم از مردم انتظار داشته باشیم که هر ماه در آن شرکت کنند.

۲- موضوع را با نوشتن مطالب مختلف بطور مداوم و پردازش و تکمیل ایده دوشنبه های اعتراض و بحث و تبادل نظر در مورد آن , تا تحقق در روز دوشنبه 7 آذر روز «ندا آقا سلطان» داغ نگهداریم
۳- باید با براه انداختن کمپین شعارنویسی,اسکناس نویسی , برچسب, شبنامه دوشنبه های اعتراض را در سطح جامعه و میان مردم کوچه و خیابان تثبیت و تبلیغ کنیم تا برای کمپین های مهمتر آتی گوش بزنگ باشند.
۴- باید میان مسائل اصلی جنبش و مسائل فرعی فرق قایل شد با لینکهای مربوط به اخبار کشورهای مختلف (مثلا ماتحت قذافی) نباید در سطح موضوعات اصلی جنبش برخورد شود

روزهای بعد از فرو افتادن دیکتاتورِ مصر و روز ۲۵ بهمن همچنان در ذهنهای همهٔ ما زنده است. حصر خانگی موسوی و کروبی از بعد از آن روز شروع شد. این نشان میدهد که تا چه اندازه دولت و حکومت از شروع حرکت و جنبشی که وابسته به اتفاقهای خاورمیانه باشد هراس دارد.

رسانه‌ شمایید…

 

رسانه‌ شمایید

روز دوشنبه ۷ آذر به نام «ندا آقا سلطان»- صفحهٔ فیسبوک دوشنبه‌های اعتراض.

 

روزهای بعد از فرو افتادن دیکتاتورِ مصر و روز ۲۵ بهمن همچنان در ذهنهای همهٔ ما زنده است. حصر خانگی موسوی و کروبی از بعد از آن روز شروع شد. این نشان میدهد که تا چه اندازه دولت و حکومت از شروع حرکت و جنبشی که وابسته به اتفاقهای خاورمیانه باشد هراس دارد.
فقط با اراده ما ایده دوشنبه های اعتراض به واقعیت تبدیل میشود وگرنه این فرصت نیز برباد خواهد رفت.
دوشنبه های اعتراض در حال حاضر فقط یک ایده است. یک زندانی سیاسی با تجربه یک عمرمبارزه با قبول همه خطرات, سیگنالی به بیرون ارسال کرده است . مثل هر سیگنال دیگری باید توسط گیرنده های حساس بخوبی دریافت و تقویت شود تا قابل شنیدن گردد. مثل هر ایده و اندیشه ای فقط بواسطه اراده و همت کنشگران به واقعیت عینی… تبدیل شود. هیچ پیشنهاد و اندیشه ای هر چقدر هم نبوغ امیز باشد بدون اراده و همت انسانهای مصمم تحقق پیدا نخواهد کرد. ما از این ایده های خوب و فرصت های خوب برباد رفته در تاریخمان زیاد داشته ایم . در همین جنبش سبز بسیاری سیگنالهای خوب را دریافت نکرده ایم بسیاری ایده های مناسب که می توانسته راهگشا باشد از ذهن ها به فراموشخانه ها گریخته است . مثل ایده هر نفر یک ستاد یک رهبر- مثل تشکیل کنگره ملی – مثل کمپین تحریم وسایل نقلیه عمومی و شخصی …ما فعالان جنبش سبز میبایست:1- موضوع را با نوشتن مطالب مختلف بطور مداوم و پردازش و تکمیل ایده دوشنبه های اعتراض و بحث و تبادل نظر در مورد آن , تا تحقق در روز دوشنبه 7 آذر روز «ندا آقا سلطان» داغ نگهداریم

2- باید با براه انداختن کمپین شعارنویسی,اسکناس نویسی , برچسب, شبنامه دوشنبه های اعتراض را در سطح جامعه و میان مردم کوچه و خیابان تثبیت و تبلیغ کنیم تا برای کمپین های مهمتر آتی گوش بزنگ باشند.

3- باید میان مسائل اصلی جنبش و مسائل فرعی فرق قایل شد با لینکهای مربوط به اخبار کشورهای مختلف (مثلا ماتحت قذافی) نباید در سطح موضوعات اصلی جنبش برخورد شود

4-با استفاده از خلاقیت جمعی‌، تجمع‌ها رو به گونه‌ای طراحی کنیم که کمترین هزینه رو برای شرکت کنندگان داشته باشد. تا بتوانیم از مردم انتظار داشته باشیم که هر ماه در آن شرکت کنند.

خلاصه اینکه اگر اراده کنیم میتوانیم سرنوشت خود را بدست گیریم وگرنه سرنوشت ما را به ناکجا آباد خواهد برد. بیدار شویم.

فرو افتادن دیکتاتور لیبی‌ نفسی تازه به جنبش ماست. و سخنان تاجزاده هیزمی سوزان.

روزهای بعد از فرو افتادن دیکتاتورِ مصر و روز ۲۵ بهمن همچنان در ذهنهای همهٔ ما زنده است.
حصر خانگی موسوی و کروبی از بعد از آن روز شروع شد. این نشان میدهد که تا چه اندازه دولت و حکومت از شروع حرکت و جنبشی که وابسته به اتفاقهای خاورمیانه باشد هراس دارد.
فرو افتادن دیکتاتور لیبی‌ نفسی تازه به جنبش ماست. و سخنان تاجزاده هیزمی سوزان.
با فراخوانی برای راه انداختن شبکه‌های مجازی ما میتونیم این رخوت و خستگی کنونی‌ را در جنبشمان کم رنگ کنیم.

صفحهٔ Face book :

 http://www.facebook.com/pages/%D8%AF%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%B6/126340887474024?sk=wall

 

عضویت در صفحهٔ فیسبوک «دوشنبه های اعترض»

دیکتاتور‌ها هر یک، بعد از دیگری فرو میشکنند، نوبتی هم که باشد، نوبت دیکتاتور ایران است…
با توجه به سخنان اخیر‌ سید مصطفی تاجزاده، و با توجّه به اتفاقات اخیر‌ منطقه و لیبی‌، بجاست که با برنامه‌ریزی و با شروع تجمع‌های کم هزینه، جانی تازه در کالبد جنبش بدمیم. ما برانیم که با دور هم نشستن و انتشار اخبار این نشست ها، دیوار هراس را فروبریزیم. با استفاده از هوش جمعی‌ و قدرت رسانه‌‌هایمان و همچنین تجربه‌هایِ این دو سال اخیر، تجمع‌های بی‌ خطری را سر و سامان خواهیم داد. این دولت نشان داده است که حتا از آب بازی‌ و بادبادک هوا کردن هم هراس دارد. حضور ما، صرف اعلام موجودیت ما، نظام را به آستانهٔ‌ جنون میکشند. پس ما با تمام وجود اعلام می‌کنیم که ما همچنان هستیم.

صفحهٔ Face book :

 http://www.facebook.com/pages/%D8%AF%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%B6/126340887474024?sk=wall

والا!

وقتی یه گوسقند و یه میمون با هم شو اجرا کنن از این بهتر نمی شه!

فراخوان برای شرکت در ویراست سوم منشور جنبش سبز توسط اعضای بالاترین (جنبش جوانان بالاترین)

هم چنان که میدانید، ویرایش تازه ای از منشور جنبش سبز از سوی اصلاح طلبان و با امضای آقایان موسوی و کروبی ارائه شده، که در آن به طور خلاصه جنبش سبز را پایبند به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و دنبال کننده اصلاحات در چارچوب قانون اساسی و اسلام میداند.
ما به عنوان کسانی که در جلوی صف ایستاده ایم، در خیابان بوده ایم و خواهیم بود، حق داریم که خواسته های خودمان را مطرح کنیم.
ما جوانان این مملکت دوباره به راهی که پدرانمان 32 سال پیش رفتند، نخواهیم رفت.
اگر موافق هستید بیایید کمیته و جنبشی را برای ویرایش این نسخه و دریافت و بازتاب نظرات دموکراتیک جنبش سبز با استفاده از سیستم نظر دادن در کامنت های بالاترین ایجاد کنیم. مطمئن باشید اگر جنبش همین فردا به پیروزی برسد، و ما قرار باشد حول منشور کنونی جنبش سبز خواسته هایمان را مطرح کنیم، بازنده ی بازی خواهیم بود، چون این منشور پایبند به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و دنبال کننده اصلاحات در چارچوب قانون اساسی و اسلام است!

روش پیشنهادی من این هست که با توجه به ساختار کنونی این منشور و با استفاده از سیستم رای گیری بندهای مختلف منشور را باز نگری و تصحیح کنیم.
الف) تولد جنبش سبز
ب) اهداف جنبش
پ) چشم اندازهای بنیادین
ت) هویت سبز
ث) ارزش های جنبش سبز
ج) راهکارها

روش کار یه این شکل خواهد بود که هر کس در هر بخش، نظر خودش رو به صورتی که در متن اصلی بتواند قرار بگیرد، بیان کند.
مثلا اگر نظری در بخش چشم اندازهای بنیادین دارید این گونه بیان کنید:

پ) 1- جنبش سبز به «احترام به انسان آزاد، آزاد در سخن و آزاد در تفکر و به فردی که حق انتخاب دارد» ملزم و پایبند است.

در انتها نظرهایی که رای بیشتری داشته باشند، در نسخه ی نهایی خواهند امد.

با تشکر

خوشا به سعادت بنزین که آزاد شد!

خوشا به سعادت بنزین که آزاد شد!

سخنرانی یکی از دانشجویان دانشگاه تهران در ۱۶ آذر۱۳۸۸

گیریم که پاک ترین و بی نظیرترین انتخابات عالم را برگزار کردید.
گیریم که شما مدافع و مجری سرسخت قانون اساسی می باشید.
گیریم که شما خیابان ها را به خاک و خون نکشانده‌اید.
گیریم شما قتل جرح و غارت نکردید.
گیریم شما بی گناهان را گناه کار، و گناه کاران بی گناه را در بند نکردید.
گیریم شما در بندن‌های‌تان با در بندانتان هر آنچه خواستید نکردید.
گیریم شما شکنجه نکردید.
گیریم شما تجاوز نکردید.

گیریم دادگاهتان داد را به تمامه اقامه کرده است.
گیریم قاضی القضاتتان مظهر بارز عدالت علوی است.
و احکام دادگاهتان یگانه نماد رافت اسلامی است.

گیریم قبله تان کعبه ی آمال،اسلامتان اسلام ناب محمدی‌است و نمازتان نماز ظهر عاشوراست، و خمینی تان روح الله ترین تفسیر از همان که روزی گفت میزان رای ملت است.
گیریم ما مشتی خس و خاشاک جاسوس انگلیس و آمریکا هستیم ،گیریم ما آگاهانه و به عمد به منظور تاراج خون پدران و برادران شهیدمان شائبه ی تقلب در انتخابات را دامن زدیم.
گیریم ما نه تنها همه ی اصول قانون اساسی را زیر پا گذاشته که کتابچه ی آن را نیز پاره کردیم.
گیریم ما احمق های نادانی هستیم که نفهمیدیم و ندانستیم که شورای محترم نگهبان در معذوریت بوده که سه نامزد دیگر، به غیر از نامزد نور چشمی آقایان را رد صلاحیت نکرده است.
گیریم ما خائنانی هستیم که به طمع درهمی و به بوی دیناری شرف و غیرت و کشور و ناموسمان را به باد حراج گرفته ایم.
گیریم که پاسخ سکوت ما چیزی جز عربده های کثیف شما نیست.
گیریم پاسخ رای سبز ما چیزی جز کابینه ی سیاه شما نیست.
گیریم اسلام ما اسلام آمریکایی است، مسجد ما مسجد ضرار است و نماز ما نماز ابن ملجم، خمینی ما نه آن خمینی ای است که گفت جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمترنه یک کلمه بیشتر.
گیریم سید ما خائن،میر ما مزدور،شیخ ما هتاک است.
باشه! همه ی این ها که گفتید درست و همه ی این ها که کردید درست.

اما مگر نمی گویید که این خائنان وطن فروش هتاک مشتی خس وخاشاک بیش نیستید.
مگر نمی گویید این اوباش رذل مال اجنبی از انگشتان دست هم فرا تر نمی روند.
مگر نمی گویید این شکست خوردگان تشنه ی قدرت هیچ پایگاهی بین مردم ندارند.
آفرین !

اما آقایان در قاموس ایرانی از دیر باز،شتر سواری دولا دولا نبوده و نیست.
اگر ما مشتی خس و خاشاکیم که هیچ پایگاهی در بین ملت نداریم به تعبیری از این جا رانده و از آنجا مانده ایم پس این همه قشون کشی های خیابانی پس برای چیست؟ !
از دور دست ترین نقاط کشور عده ای بی خبر از همه چیز و از همه جا را به بهانه های واهی و به پاداش هایی ناچیز اجیر کردن و به جان زن و مرد و کودک و جوانان مردم انداختن برای چیست؟ !
ستون های کیهان را از اراجیف پر کردن و خطبه های نماز جمعه را با دروغ و تهمت و توهین آلوده کردن برای چیست؟ !
مراجع عظام تقلید را به برداشت های ناروا از دین محکوم کردن برای چیست؟ ! پرده های علوم انسانی را دریدن،دانشگاه ها را پادگان گردن،بسیج را از مردم ستاندن و زیر نظر حکومت بردن،سپاه را در نظر مردم عامل همه ی جنایت نشان دادن،اطلاعات را ساواک کردن، زندان ها را کشتارگاه کردن، ارکان انقلاب را تیشه زدن و انقلاب را از ریشه ساقط کردن، بزرگان نظام را تهمت‌های واهی زدن، مقامات کشور را در بند کردن، دانشجویان را از تحصیل ساختن،کارگران را در فشار گذاشتن زنان را پرده ی حیا و عفت دریدن دختران را زدن پسران را تجاوز کردن، خیابان ها را کربلا کردن مجلس را بی خاصیت کردن، عدلیه را کشف عورت کردن، دولت را سر بار کردن و هزار گاف گزاف دیگر از بالا و پایینتان بی محابا می بارد، برای چیست؟ !

ترس همه ی وجودتان را فرا گرفته. خوابتان را ربوده و راحتتان را سلب کرده است چاره ای جزفرو افتادن در منجلابی که خود به دست خود ساختید ندارید. ترسیده اید. حق دارید.
آن‌قدر دروغ گفته اید ،آنقدر ریا کرده اید، آنقدر ربا خورده اید، آنقدر جگر سوزانده اید، آنقدر مادر به عزا نشانده اید، آنقدر رخت سیاه فرزندان بر تن پدر پوشانده اید، آنقدر ریش‌ها بلند کردید ،آن‌قدر ریشه ها خشکانده اید، آنقدر به آرای ملت دست برده اید، آنقدر وقاحت ، قباحت ، پر رویی و بی شرمی را به انتها رسانده‌اید که شیر خفته ی ملت را بیدار کرده اید.
چه بخواهید چه نخواهید این شیر بیدار شده تو گویی سر خفتن هم ندارد. می غرد و سر کشی می کند.
از پشت بام خانه ها گرفته تا کف خیابان ها..
از روی پل ها گرفته تا ایستگاه متروها…
از مدارس گرفته تا دانشگاه ها..
از مساجد گرفته تا هیئت ها..
از پایگاه های بسیج گرفته تا پادگان ها..
این شیر بیدار شده و این شما هستید که هر دم از نداهای الله اکبرش به خود می لرزید میترسید عصبانی هستید و از این عصبانیت میمیرید.
این را تاریخ مصرانه شهادت می دهد. تمامی تاریخ مملو است از دیکتاتوران قدرتمندی که دماغشان در برابر خشم خروشان شیر ملت به خاک مالیده شد. دیکتاتور‌هایی از شما به مراتب قدرتمند تر مستبد تر و خوفناک تر
من باب مثال می‌گوییم:
باور کنید نمایش‌هایی که به نام دادگاه سران اصلاحات راه انداخته‌اید، در برابر آن‌چه که استالین در روسیه انجام داد کاریکاتوری بیش نیست.
باور کنید اعدام هایتان، زندان هایتان و تبعید هایتان در برابر آن‌چه هیتلر در آلمان نازی انجام داد کاریکاتوری بیش نیست.
باور کنید این ژست خوف انگیزی که به خود گرفته ابد در برابر فریاد های وحشت زای چاوشسکو در رومانی کرد کاریکاتوری بیش نیست.
باور کنید کودتایی که کرده اید در برابر آن‌چه که ناپلئون در فرانسه، فرانکو در اسپانیا، گورزل در ترکیه و پینوشه در شیلی انجام داد کاریکاتوری بیش نیست.
باور کنید آنچه به ملت خود می کنید در برابر آن‌چه صدام با ملت خویش کرد کاریکاتوری بیش نیست و عجب آنکه همه ی این ها را می بینید و عبرت نمی گیرید.
باری که ما دانشجویان دانشگاه هنر، در چنین روزی که به پاسدشات خون آذارن اهورایی مان به نام مدقس دانشجو آذین بسته شده شما سرسپردگان قدرت را به اجرای بی قدی و شرط اصول معطله‌ی مانده‌ی قانون اساسی فرا می‌خوانیم. اصولی که متعاقب آن رای ملت میزان همهی امور بوده، تجمع‌های مسالمت آمیز، همان چیزی که در چند ماه گذشته ملت به عنوان روش برگزیده حق طبیعی مردم برشمرده و آزادی و بیان و اندیشه و نیزاقامه‌ی قسط و عدل را از ضرورت های جمهور ی اسلایم می داند. بدیهی است که هر گونه تخطی از این اصول آن چنان که در ماه‌های گذته به و فور از سوی نهاد‌های قدرت صورت گرفته ، زیان‌های جبران ناپذیری در پی داشته و بیم آن می‌رود که آتشی که روزی با دست خاموش می‌شد و در آینده و با ادامه‌ی روند موجود به آب هفت دریا نتوان خاموش کرد.
و در پایان : بار دیگر آقایان شما را به مطالعه ی تاریخ فرا می خوانیم، مطالعه ای نه این بار سطحی و گذرا، بلکه با تامل و تفکر در اعمال آنان که پیش از شما راهی را که شما امروز برگزیدید را رفته اند تا قضاوت تاریخ درمورد ایشان را ببینید. امید که عبرت بگیرید.
در مملکت چو غرش شیران فتاد و رفت
این عو عو ی سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد

سکوت معنادار رسانه های حامی دولت درباره ی اخبار ویکی لیکس چه معنایی دارد؟

سکوت معنادار رسانه های حامی دولت درباره ی اخبار ویکی لیکس چه معنایی دارد؟
واقعا اگر مردم بفهمند که همه ی کشورها قصد حمله به ایران را داشته اند، چه فضایی در ایران شکل خواهد گرفت؟
آیا مردم توانایی تحمل جنگی دیگر را دارند؟
علم به این که همه میخوا‌هند کشورت را پاره پاره کنند (عربستان، بحرین، آسراییل و..) چه معنی جز بی‌ کفایتی مدیران و مسٔولان میتواند داشته باشد. رسانه‌ها باید سکوت کنند دولت باید سکوت کند و البته باید برای کم اهمیت نشان دادن این موضوع بمب هم منفجر کند…

جائی که جمهوری اسلامی سکوت می‌کند ما نباید سکوت کنیم: همه باید بدانند و بفهمند که جمهوری اسلامی با جان آنها قمار می‌کند، به این فکر کنید که بازی‌‌های سیاسی به شکل دیگری رقم میخورد، و اکنون ما همه افغانستان یا عراقی‌ دیگر بودیم…. متاسفانه این نظام برای ماندن هر کاری می‌کند…

ویکیلیکس دلایل واضحی دارد برای مجاب کردن آنهائی که یا سیاسی نیستند یا نسبت به سیاست بی‌ توجهند… به آنهایی که جانشان را دوست دارند بگوییم که جمهوری اسلامی چه گونه با جانشان بازی‌ کرده است، باشد که جنبش سبز تمام ایران را بپوشاند…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.